روشنا

خرید بک لینک
داداشی بالاخره دل به یکی داد امروز دومین جلسه اشنایی بیشتر بود قرار بود با خواهری برای صحبت بیشتر قبل از بله برون به خونه عروس خانوم بروند ... داشتم پیراهن داداشی اتو مکردم نمیدونم چرا یهو دلم گرفت !! یهویی حس کردم داداشی از دست میدم بدون تکیه گاه میشم دیگه بمن توجه نخواهد کرد دیگه مال یکی دیگه شده و من ندارمش چشمهام پر اشک شدند بغض گلوم گرفت همیشه بقیه بخاطر مادر شوهر بودن یا خواهر شوهر بودن و داشتن حس های حسادت گرانه مسخره میکردم بخصوص زن دایی و دختر دایی و عروس دایی .... سربسرشون میزارم و میگم شماها خواهر شوهری بلد نیستین !!!.... با اینکه میدونستم تمام حس هام و افکارم بیهوده و احمق گرانه روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: امشب,دلم,خواست,دوباره,عاشقت,شوم, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:38

تنها تو میدانی که بی من میگذرد از من .....

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: میگذرد,بدون, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:38

دوباره هوا خنک شده حیاط پشت بوم پر شده بود از برگ و .... پشت بوم لواشک و الو خشک و ..... خواهری قراره فردا برگرده .... امروز پشت بوم تمیز کردیم دوباره هوای پاییز میاد .... تو دیار ما رسمه عرق نعناع بادرنجبویه و .... تو خونه ها خودمون اماده می کنیم بابا کلی الو اورده از باغ .... داره صدای پاییز میاد کاش فقط روزهای پاییز بلندتر بود دیگه اونوقت عشق بود عشق

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:44 توسط |
روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: هوای,پاییز, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:38

صفحه بندی